تبلیغات
دخترستان
                  

مادر کودکش را شیر می دهد
و کودک از نور چشم مادر
خواندن و نوشتن می آموزد
وقتی کمی بزرگتر شد
کیف مادر را خالی می کند...
تا بسته سیگاری بخرد
بر استخوان های لاغر
و کم خون مادر راه می رود
تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود
وقتی برای خودش مردی شد
پا روی پا می اندازد
و در یکی از کافه تریاهای روشنفکران
کنفرانس مطبوعاتی ترتیب می دهد
و می گوید: عقل زن کامل نیست...

حق حضانت برای تو 
 درد زایمان برای من 
نام خانوادگی برای تو 
زحمت خانواده برای من 
سند خانه برای تو
بیگاری خانه برای من
 چهار عقد برای تو
حسرت عشق برای من
هزارصیغه برای تو
حکم سنگسار برای من
 هوس برای تو
عفاف برای من 
این بود ازادی و برابری حقوق برای زن و مرد. . . 
زنها حق اعتراض ندارند!!!!!
ارام بمیر بانو كه حتی عكست را پس از مردن
 برروی اگهی ترحیمت نمیزنند!!!
ﻧﺎﻣــــــــــﻢ ﺯﻥ ﺍﺳــــــــــــــــــــﺖ …
     
 ﮔﺎﻩ ﺳﻨﮕـــــﺴﺎﺭ …
ﮔﺎﻩ ﻣﺮﺍ ﺿﻌﯿﻔﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯽ …
ﮔﺎﻩ ﻟﭽﮏ ﺑﻪ ﺳﺮ …
ﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﺮ " ﻣﺮﺩی" ﮐﻪ ﺗﻮﯾﯽ 
⇦ﻣﺮﺩﺗــــــــــﺮﻡ⇨ 
ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻋﺮﺑﺪﻩ ﻣﯽ ﮐﺸﯽ 
ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﺁﺑﺮﻭﺩﺍﺭﯼ
ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ !
ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮐـــــﺸﻢ 
ﻭ ﺗﻮ  ﭘﺪﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ …
ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ،
ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ⇦ﻣﺮﺩﺗــــــــــﺮم⇨
ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﮐﺴﯽ 
ﺯﺍﻧﻮﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺍﻧﻮﯾﻢ ﻣﯽ ﺳﺎﯾﯽ 
ﻭ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ 
ﻭ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ : 
" ﺁﻗﺎﯼ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻟﻄــــــــــﻔﺎ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ !
ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ⇦ﻣﺮﺩﺗــــــــــﺮﻡ⇨  
ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ  ﭘﯿﺶ ﭘﺎﻫﺎﯾﻢ
ﺗﺮﻣﺰ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ ﭼﻨﺪ ؟ 
ﻭ ﻣﻦ ﺭﻭﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﻢ …
ﻭ ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺪ …ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﯽ ﺳﺨﺖ، 
ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﯾﺸﮥ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺗﻮ …
ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ 
ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ
"ﻣﻦ  ﺍﺯ " ﺗﻮ" ⇦ﻣﺮﺩﺗــــــــــــــــــــﺮﻡ⇨
ﺯﻥ ﻋﺸﻖ ﺯﺍﯾﺪ …
ﻭ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯾـــــــﺶ ﻧﺎﻡ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !
ﺍﻭ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﺸﺪ …
ﻭ ﺗﻮ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ 
ﺑﭽﻪ ﺩﺧـــــﺘﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ … !!!
ﺍﻭ بیخوابی ﻣﯽ ﮐﺸﺪ …
ﻭﺗﻮ خواب حوریان بهشتی میبینی !! 
او مادر میشود
وهمه جا میپرســـــن:نام    پدر؟!!!!

سیمین بهبهانی 


تاریخ : سه شنبه 2 آذر 1395 | 01:11 ق.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات

 متن ادبی بسیار زیبا, متن ادبی جالب

 

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...!
که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید از سرنوشت ...

و شاید...



تاریخ : سه شنبه 2 آذر 1395 | 12:54 ق.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات
آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست, زیرا:

اگر بسیار کار کند، می‌گویند احمق است !

اگر کم کار کند، می‌گویند تنبل است!

اگر بخشش کند، می‌گویند افراط می‌کند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گویند بخیل است!

اگر ساکت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!

اگر زبان‌آوری کند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاکاراست!!!

و اگر نکند میگویند کافراست و بی‌دین .....!!!

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد

و جز از خداوند نباید ازکسی ترسید.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.


تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393 | 05:59 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات
حالا می فهمم چرا میگن قبل از ازدواج نباید با کسی بود...
حالا می فهمم چرا مردا از یه سن که بگذره دیگه به این راحتیا نمیتونن ازدواج کنن...
حالا می فهمم عشق و دوست داشتن باید به وجود بیاد بعد از ازدواج و سنتی باید ازدواج کرد !
پشت همه این جمله ها چندین سال خاطره خوابیده ، یه عالمه شادی و خنده و لذت و غم...
ما دیگه فکرامون مسموم شده ، انتخابامون بیمار شده ، خودمون نیستیم ...
یه روزی عاشق شدیم و بهش نرسیدیم یا زد تو ذوقمون...
از اون روز به بعد خی چرخیدیم و چرخیدیم تو آدما بعضیامون انتقام اونو از بقیه گرفتیم ،
کلی دل شکوندیم.... کلی عمرمون گذشت...
شاید کلی خاطره ساختیم بازم ، اما آخرش هیچکسی اون آدم اولی نشد و هیچوقت اون حس برنگشت...
واسه همین هی مقایسه کردیم همه چیز طرفمونو با عشقمون و حسرت خوردیم... !
امیدوار نشیم اون مادری که وقتی بچشو بغل کرد ، یکم اشکش از ذوق بود ، یکم از اینکه این بچه میتونست بچه عشقش باشه...
اگه مال اون بود ، الان چه شکلی میشد ! کاش الان اون پیشم بود...
کاش نشیم اون پدری که مشکل جنسی نداشت ، اما انقدر عشقش میومد جلو چشمش که یا دوری میکرد یا موقع رابطه حواسش همه جا بود بجز همــدمش !
نسل بعد از من !
همه تصمیمایی که الان میگیری تو آیندت گریبانتو میگیره ... 
هر دلی که از غرور بشکنی ، اینکه فکر کنی همیشه واسم هست بزار من حالمو بکنم...
هر رابطه ای که برقرار میکنی ، یه جایی داره از عشقت به اون آدمی که واقعا باید بهش عشق میورزیدی کم می کنه ...
نسل بعد از من !
شمایی که اینقدر زود از ما دارین همه چی رو بی پروا تجربه می کنین و فکر می کنین کار درستو انجام میدین ، اگه من الان برمیگشتم به 15 سالگیم ، با هیچکس رابطه جدی برقرار نمیکردم تا اون آدم رو پیدا میکردم و اونو نگه میداشتمش تا روز آخری که نفس میکشیدم همه عشقمو به اون میدادمو بـــس !
بچه ها خاطره سازی نکنید یه روز همه خاطراتتون رو آه میکشین...
هیچ چیز بدتر از این نیست که بدونی اونی که فقط مال خودت بود و میخواستی واسه همیشه مال خودت باشه ، الان نصیب کسی دیگه شده یا تو همین روزا میشه و تو هیچ کاری نمیتونی بکنی...
بعضی وقتا به خودم میگم دلو میزنم به دریا و به یه نفر دل میدم به امید معجزه ، که همه چیزای بد گذشته ات فراموش بشه ، اما آخرش به این میرسی که هیچ افسونگری نمیتونه اون حسای پاک عشقای اول و عشقای بچگیت رو بهت برگردونه...
من تو زندگیم اشتباه زیاد کردم اما بزرگترین اشتباهو وقتی مرتکب میشی که فک میکنی این حسای قشنگ و بی آلایش که الان باهاش داری ، بازم با کسای دیگه واست اتفاق می افته... ! آدما بازم میان تو زندگیتو میرن اما نه اون آدما اون آدم میشن ، نه این حس اون حسای قشنگ...
اگه کسی داشت بهتون وابسته میشد و عاشقتون میشد و تو اون حس رو بهش نداشتی و میدونستی هم پیدا نمیکنی ، باهاش بازی نکن ؛ به خاطر لذتت قــاتــل نشو !
آره قاتل فقط به کشتن آدما نیست ، وقتی کسی رو مجنون خودت میکنی و تنهاش میذاری این آدم دیگه زنده نیست ؛؛ یعنی زندس اما زندگی نمیکنه ، فقط نفس میکشه
خلاصه که آدمایی مثه من 2 راه بیشتر ندارن !!! یا به امید معجزه زندگی میکنن و پیش برن تو سراب خودشون یا هم با کسی که واقعا دوستشون داره باشن و فقط سعی کنن درکش کنن و کم اذیتش کنن که اونم چیزی جز عذاب وجدان براشون نداره...
اما خوش به حال اونایی که نه احساس دارن و نه به این چیزا فکر میکنن ، این احساس طلسم عذاب آوری که خدا تو وجود ما آدما گذاشته تا هرجا راهو اشتباه رفتی ، یادت بندازه مسیرو درست انتخاب کنی ، وگرنه تا آخر عمرت تو بن بست پــوچــی گیر میکنی ... !


 پی نوشت :   { چون از این نوشته خوشم اومد گذاشتم  تا شمام استفاده کنی }



تاریخ : سه شنبه 25 شهریور 1393 | 09:27 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/mataleb1/ghoror.matalebeziba.ir.jpg
کاش می شد تیشه ای باشد بَهرِ شکستن بُت !
نه شکستن بُت خدایان !
بتی که عُمریست از غرورمان ساخته ایم ...
غروری که اجازه دوستت دارم ها را از ما گرفت ...
غروری که محبت را به عزیزانمان حرام و بهای آن، برابر شد با شکسته شدن دلشان ...
غروری که اشتباهاتمان را هم در جامه درست بودن جلوه میداد ...
غروری که حسرت یک آغوش، یک دوستت دارم و بوسه هایی را بر دل ما نهاد که می دانیم هیچگاه در زندگی تکرار نخواهد شد ...
کاش می شد تیشه ای به دست بگیریم  بهر شکستن،
شکستنِ بُتی که از " غــرور " ساخته ایم



تاریخ : سه شنبه 25 شهریور 1393 | 09:13 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات
 لطفا خر نباشید!! 


تاریخ : سه شنبه 28 مرداد 1393 | 09:30 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات





یه پیشی هم نداریم بغلمون کنه...

دالی ! 


همیشه به حق خودت قانع باش!!!



♂ این متن رو بخون اگه از خنده نترکیدی من هیچی نمیدونم:D

♥دخترم : مامان تو زنی یا مردی ؟
♥من : زنم دیگه پس چی ام ؟
♥دخترم : بابا ، چی اونم زنه ؟
♥من: نه مامانی بابا مرده .
♥دخترم : راست میگی مامان ؟
♥من : آره چطور مگه ؟
♥دخترم : هیچی مامان ! دیگه کی زنه ؟
♥من : خاله مریم ، خاله آرزو ، مامان بزرگ
♥دخترم : دایی سعید هم زنه ؟
♥من : نه اون مرده !
♥دخترم : از کجا فهمیدی زنه ؟
♥من : فهمیدم دیگه مامان، از قیافش .
♥دخترم : یعنی از چی ؟ از قیافه ات؟
♥من : از اینکه خوشگلم ،
♥دخترم : یعنی هر کی خوشگل بود زنه ؟
♥من : اره دخترم
♥دخترم : بابا از کجا فهمید مرده
♥من : اونم از قیافش فهمید . یعنی بابایی چون ریش داره و ریشهاشو میزنه و زیادخوشگل نیست مرده !
♥دخترم : یعنی زنا خوشگلن مردا زشتن ؟
♥من : آره تقریبا .
♥دخترم : ولی بابایی که از تو خوشگل تره
♥من : اولا تو نه شما بعدشم باباییت کجاش از من خوشگل تره ؟
♥دخترم : چشاش
♥من : یعنی من زشتم مامان ؟
♥دخترم : آره
♥من : مرسی
♥دخترم : ولی دایی سعید هم از خاله خوشگلتره !!
♥من : خوب مامان بعضی وقتها استثنا هم هست
♥دخترم : چی اون حرفه که الان گفتی چی بود
♥من : استثنا یعنی بعضی وقتها اینجوری میشه
♥دخترم : مامان من مردم
♥من : نه تو زنی
♥دخترم : یعنی منم زشتم
♥من: نه مامان کی گفت تو زشتی تو ماهی ، ولی تو الان کودکی
♥دخترم : یعنی من زن نیستم ؟
♥من: چرا جنسیتت زنه ولی الان کودکی
♥دخترم : یعنی چی ؟
♥من : ببین مامان همه ی آدما شناسنامه دارن که توی شناسنامه شون جنسیتشون مشخصمیشه جنسیت تو هم توی شناسنامه ات زنه .
♥دخترم : یعنی منم مامانم ؟
♥من : اره دیگه تو هم مامان عروسکهاتی
♥دخترم : نه ، مامان واقعی ام ؟
♥من : خوب تو هم یه مامان واقعی کوچولو برای عروسکهات هستی دیگه
♥دخترم : مامان مسخره نباش دیگه من چی ام ؟
♥من : تو کودکی
♥دخترم : کی زن میشم ؟
♥من : بزرگ شدی
♥دخترم : مامان من نفهمیدم کیا زنن ؟
♥من : ببین یه جور دیگه میگم . کی بتو شیر داده تا خوردی بزرگ شدی
♥دخترم : بابا
♥من : بابات کی بتو شیر داد ؟ !!!!!!!!!!
♥دخترم : بابا هر شب تو لیوان سبزه بهم شیر میده دیگه
♥من : نه الان رو نمی گم ، کوچولو بودی ؟
♥دخترم : نمی دونم
♥من : نمی دونم چیه ؟ من دادم دیگه
♥دخترم : کی؟
♥من : ای بابا ولش کن ، بین مامان ، زنها سینه دارن که باهاش به بچه ها شیر میدن ، ولی مردا ندارن
♥دخترم : خب بابا هم سینه داره
♥من : اره داره ولی باهاش شیر نمی ده !! فهمیدی
♥دخترم : خوب منم سینه دارم ولی شیر نمی دم پس مردم .
♥من : ای بابا ببین مامان جون خودت که بزرگ بشی کم کم می فهمی .
♥دخترم : الان می خوام بفهمم .
♥من : خوب هر کی روسری سرش کنه زنه هر کی نکنه مرده
♥دخترم : یعنی تو الان مردی میریم پارک زن میشی
♥من : نه ببین ، من چیه تو میشم ؟
♥دخترم : مامانم
♥من : خوب مامانا همشون زنن و باباها همشون مردن
♥دخترم : آهان فهمیدم .
♥من : خدا خیرت بده که فهمیدی ، برو با عروسکهات بازی کن

****
نیم ساعت بعد
.
.
.
دخترم : مامان یه سوال بپرسم
من : بپرس ولی در مورد زن و مرد نباشه ها
دخترم : در مورد ماهی قرمزه است .
من : خوب بپرس
دخترم : مامان ماهی قرمزه زنه یا مرده ؟!
دیالوگ معنادار در مجموعه کلاه قرمزی! 
مجری: چی!؟ این که بچه س...
فامیل: من نصف این بودم زن گرفتم! این که دیگه لندهوری شده واس خودش!!
مجری: آخه این نه درس خونده، نه کار داره...
بچه: نه کف کرده!
فامیل: شما مگه تلوزیون نمیبینی؟ همش میگن مهم تفاهمه
مجری: آخه این بچه اصلاً میفهمه تفاهم ینی چی؟
فامیل: بله که میفهمه خودم بهش یاد دادم،تازه خیلی چیزای دیگه هم بلده،بابایی اونایی که دیروز بهت یاد دادمو بگو به آقای مجری...
بچه: نهادینه سازی صرفه جویی در مصرف آب، مبارزه با ترویج فرهنگ غربی، مذاکرات پنج بعلاوه یک
مجری: ینی چون چارتا کلمه قلمبه سلمبه یاد گرفته دیگه وقت زن گرفتنشه؟
فامیل: آقای مجری زن گرفتن که چیزی نیس، مردم با همین چارتا کلمه وزیر میشن!


تاریخ : پنجشنبه 26 تیر 1393 | 05:27 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات

واقعا متاسفم ﺩﻳﮕﻪ ﻫﻴﭽﻰ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﺑﻖ ﻧﻴﺴﺖ . . . .
 ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻴﺴﮑﻮﻳﺖ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﺩﻡ . . . 
ﻣﺰﻩ ﻯ ﻋﻤﻪ ﻣﻴﺪﺍﺩ . . .


















دیالوگ معنادار در مجموعه کلاه قرمزی! 

مجری: چی!؟ این که بچه س...

فامیل: من نصف این بودم زن گرفتم! این که دیگه لندهوری شده واس خودش!!

مجری: آخه این نه درس خونده، نه کار داره...

بچه: نه کف کرده!

فامیل: شما مگه تلوزیون نمیبینی؟ همش میگن مهم تفاهمه

مجری: آخه این بچه اصلاً میفهمه تفاهم ینی چی؟

فامیل: بله که میفهمه خودم بهش یاد دادم،تازه خیلی چیزای دیگه هم بلده،بابایی اونایی که دیروز بهت یاد دادمو بگو به آقای مجری...

بچه: نهادینه سازی صرفه جویی در مصرف آب، مبارزه با ترویج فرهنگ غربی، مذاکرات پنج بعلاوه یک

مجری: ینی چون چارتا کلمه قلمبه سلمبه یاد گرفته دیگه وقت زن گرفتنشه؟

فامیل: آقای مجری زن گرفتن که چیزی نیس، مردم با همین چارتا کلمه وزیر میشن!

:|





تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393 | 11:59 ق.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات

به نفر بعدی که رسیدی،نگو رابطمون در حد چندتا مسیج بود!!!
مثــل مــــــــرد وایسا بگو:
اون لعــــنتـــی عشقم بود…
اون عوضــــــی تموم زندگـــــیمـ بود…
دوســـش داشـــتمـ…
لیـــــاقــــــت من رو نداشت رفــــــــــــت...
 ❤●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬ ♔ ❤
 ❤●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬ ♔ ❤
 ❤●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬ ♔ ❤
 ❤●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬ ♔ ❤
 ❤●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬ ♔ ❤
قبل از اینكه به كسی که میدونی با احساس و ساده بگی: دوستت دارم قبل از اینکه بهش محبت کنی قبل از اینکه به خودت عادتش بدی قبل از اینکه تنش رو به بغل بکشی قبل از اینکه احساسش رو بیدار کنی قبل از اینکه تنهاییش رو پُر کنی قبل از اینکه عاشقش کنی خوب فكرات و بكن با دلت یکی باش از حرفت مطمئن باش یه کم مـــرد باش شاید با همین حرف تو همین رفتار تو نوری ته دلش روشن شه كه خاموش كردنش به بهای خاموش شدنش باشه....


تاریخ : سه شنبه 17 تیر 1393 | 04:17 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات



باید رفت …
گاه از قلب کسی …
گاه جفت پا تو صورت کسی !
خخخخخخ


تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1393 | 11:11 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات

حق حضانت برای تو ، درد زایمان برای من!
نام خانواده برای تو ، زحمت خانواده برای من !
چهار عقد ، برای تو ، حسرت عشق برای من !
هزار صیغه برای تو ، حکم سنگسار برای من !
هوس برای تو ! عفاف برای من !

هــــــــــــــزار ســـــــال گذشت این مرض درمان نشــــــــــــــد !!

همه چیز برای تو ؛ و هیچ برای من ..

براستی زن بودن کار مشکلی است :
مجبوری مانند یک کدبانو رفتار کنی ، همانند یک مرد کار کنی ، شبیه یک دختر جوان به نظر برسی و مثل یک خانم مسن فکر کنی .


تاریخ : شنبه 27 اردیبهشت 1393 | 03:40 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات
ببین دختر جون.....
روزی که ازدواج میکنی اونی که میخنده مادرته
چون تو داری خوشبخت میشی و تو رو تو لباس عروسی میبینه
اما اونی که غم داره و از درون از جدا شدنت اشک میریزه
اونی که تو تا عمر داری ناموسشی
اونی که نمی تونه پشتت نباشه
اونی که تو آبروشی
اونی که با نابودی تو کمرش میشکنه....
بابات.....
ببین چقد به این پسرایی که میان و میرن فکر میکنی ..!
چقد بخاطرشون هر کاری میکنی ....!
واسه اون بابا... اون مرد اصلی کل عمرت یکم وقت بذار .......
بدون.. محبت تورو با هیچ مهر و محبتی تو دنیا عوض نمی کنه ...
اونه که ناز واقعی تورو با دنیا میخره نه پسری که ناز بودن تورو
واسه ارضاء نیازهای روحی و جسمی خودش میبینه ...
به بابات محبت کن دوست داشتنتو ابراز کن ببین بهت خیانت میکنه؟...
ببین محبتتو با دختر خوشکلو خوش هیكل تر از تو میفروشه؟...
ببین اشکتو در میاره؟ ...
نکن ...
همیشه نیستا...
سلامتی همه ی پدرا ♥♥♥


تاریخ : جمعه 5 اردیبهشت 1393 | 01:15 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات




آغوشــــــــــ تـــ❤ـــــو

یکـــــــــ جای دِنجــــ استـــــ

در میانـــــــــــ همه ی شلوغی هایـــــــ این شهــــــــر تکراری ...

✿مــــــ❤ـــــادرمــــ ✿
  



تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات

دوست داشتن به حرف نیست….!!
به وقتیه که برات میذاره،
به ارزشیه که برات قائل میشه،
به دلگرمیه که بهت میده،
اما وقتی طرفت همش نیست!!
وقتی تو توی لحظه لحظه زندگیت تنهایی..
این دوست داشتن نیست!!
دوست داشتن این نیست که جاخالی هاشون رو باتو پر کنند... 
اینه که بخاطرتو،جاخالی کنند♥♥♥



تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 01:27 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات

                                    
    
وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست.
وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره.
وقتی کسی را از دست میدی ، حتما لیاقتت را نداشته.
وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری.
وقتی بیمار میشی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده.
وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی.
وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش میاد ، حتماً داری امتحان پس میدی.
وقتی همه ی درها به روت بسته میشه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی بهت بده.
,قتی سختی پشت سختی میاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه.
وقتی دلت تنگ میشه ، حتماً وقتشه با خدای خودت تنهاباشی...


تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 01:04 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات
دخـتَر یـَعـنی وَقـتی حـآلِش گـِرفـتَس

آقـآش بـِشیـنه وُ مـوهـآشـو بـِبـآفـه

دُخـتَر یـعـنی کـَله ی اـونـآیی کـه خـوُدِشـونو بـَرآ آقـآش

شـیـریـن مـیکُنَن بـِکـَنـه :|
ـَعـنی
دُخـتَر ی عـَرـوس خـوُشگـِل آیـَنده

دُخـتَر یَعنی گـآهـی وَقتـآ پـیرهَن مـَردـونه آقـآشـو بـِپوشـه

و تـوش گـُم بـِشه

دُخـتَر یَعنی هَمیـشه یـکی هَست سَرش غـیرَتی شـه

بـآبـآش ، آقـآش ، دآدآشش

دُخـتَر یـَعنی دِلگـَرمییـه آقـآش

دُخـتر یَعنی بَلَد بـآشه وآسه آقـآش شـآل گَردَن بــِبـآفه

دُخـتر یـَعنی وَقتی آقـآش تـِلوزیـون مـیبـینـه خـَلی نـآمَحسـوس

خـودشو بـِچُپـونه تـو بَغلش...

تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 12:49 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات


مرد عجب موجودی ست...!
و زن چـــه موجود بی گناهی استــ . . .

پیاده از کنار زن گذشتی گفتی: "چندی خوشگله؟ "
سواره از کنارش گذشتی،گفتی:"برو پشت ماشین لباسشویی بشین"!

در صف نان نوبتش را گرفتی چون صدات بلندتر بود...
در صف فروشگاه نوبتش را گرفتی چون قدت بلندتر بود

زیر باران منتظر ناکسی بود، اونو هل دادی و خودت سوار شدی...
توی تاکسی خودتو به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت رو بندازی روی اون...

توی اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشی جایتو به اون تعارف کنی...
در سینما وقتی نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید 

تو پشت سر اون بلند گفتی: " زهـــر مار"
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت،فحش خواهر مادر بود...

در پارکـــ ،به خاطر بودن پسر نتوانست پاهایش را دراز کند!
نتوانسن به استادیوم بیاید ،چون تو شعارهای آبـــ نکشیده میدادی

اون باید پوشیده باشد تا تو دینت رو حفظ کنی
زن را ارشاد میکنند تا تو ارشاد شوی!!!

تو ازدواج نکردی و به او گفتی زن گرفتن حماقته...
اون ازدواج نکـــرد و به اون گفتی ترشیده

عاشق که شدی اونو به زنجــیر انحصار طلبی کشیدی
عاشق که شدی گفتی مادرت باید اونو بپسندد

اون باید لباسهایت را بشوره و اتو بزنه تا به تو بگویند خوش تیپــ
اون باید غذا بپزه و به بچه ها برسه تا به تو بگویند آقای دکـــــتر...

وقتی گفت پوشکـــ بچــه را عوض کن،گفتی بچه مال مادر است...
وقتی خواستی طلاقش بدهی،گفتی بچـــه مال پدر است...

.

.

.

مـــــــردی؟!

به مـــن نشان بدهـ...!



تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 12:43 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات
زن شیــــطان نیستـــــ..
زن جلـــــــوه زیبایی بی حــد خداونـــد استـــــ...
میل انسان به بقـــــــا
میل انسان به زندگــــــــــی
میل انسان به زیبا پرستــــــــــی
میل انسان به انســـــــــــــــــــــــــان
زن شیطان نیستـــــــ...
گوشه ای از هـــنر آفریــــنش استـــــــ.....
زن..عــــشق استــــــ....
یكــــ سرمایه ابــدی در جــــهان
خلاصـــه تمام مهربانـــــی های دنــــیا....
چشمهایتـــــــ را كه پاكــــــ كنی از تمام هــوس هــا
نــــاز یكـــ زن را جوهر زنانگی او میبینی،نه نیــــاز مردانگـــی خــود....


تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393 | 11:36 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

آنگاه که حتی گوشت را می بندی 

تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری 

می خواهم بدانم،

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای

خوشبختی خودت دعا کنی؟


سهراب سپهری

 




تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393 | 10:53 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات
        پســــــــری ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎﻧﻮ ♥•٠·
ﺑﻠﮑﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﻋــــــــــــﺮﻭﺱ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
ﺑﻔﻬﻢ ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺸـــــــــــــــــــــــــﻖ ﺑﻮﺩ♥•٠·

ﻟﺬﺕ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻮﺩ ...♥•٠·
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ♥•٠·

ﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻣﺴﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ♥•٠·
ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻭ ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﯽ ﻧﯿﺴتـــــــــــــــــــــــــ ...♥•٠·

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ♥•٠·
ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ♥•٠·

ﭼﻮﻥ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﺴﺘﯽ ﺟﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻗﻠﺒﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﻧﯿﺴﺖ !! ♥•٠·
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺖ ﻗﻠﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺧﻮﺷﮑﻠﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﺩ . ♥•٠·
ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺗﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺣﺎﮐﻢ ﺫﻫﻦ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﯽ ...♥•٠·

ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯾﻌﻨﯽ ♥•٠·

ﺑﺎﻟﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩتــــــــــــــــــــــــــــــــ♥•٠·
ﮐﻪ یک ﻣﺮﺩﯼ در ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﮑﯿــــــــــــــــــــﻪ ﮔﺎهــــــــــــــــــــــت است♥•٠·
ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺑــــــــــــــــــــــــــــــﺲ...♥•٠·
.
.
.
   بانوی ایرانی♥•٠·

                                       گاهی وقتها هم تنها بودن بهتر از با هرکسی بودن است… 






تاریخ : شنبه 23 فروردین 1393 | 01:35 ب.ظ | نویسنده : دختر زمستان | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2